تبليغاتX
Navid&Omid

Navid&Omid

ARE SATARS IN THE MUSIC SKY

coming soon

بزودی.....

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 0:9 AM  توسط مارال  | 

روز مادر مبارک

امروز روز میلاد فاطمه نور دوچشم پیامبر اکرم(ص) آخرین پیامبر خداوند متعال...و روز مادر روز مادر من وروز مادر شما ،روز تموم فرشته هایی که خداوند به ما اجازه داده اونا رو راحت مادر صدا بزنیم فرشته ها همه در بهشت اند پس مادران ما هم فرشته های زمینی هستند که بهشت زیر پای اوناست ، ما قدر فرشته هامون رو باید بدونیم و بخاطر داشتن چنین فرشته هایی همیشه خدای مهربون رو شکر کنیم

اما من شخصا دلم واسه دختر داییم میسوزه که امسال مادر گلش کنارش نیست تا واسش هدیه بخره خودم هم این روزا خیلی خوابشو میبینم خیلی دوستش داشتم هنوزم دوستش دارم وکاش بدونه هرگز فراموشش نمیکنم!نگین جان من خیلی برات متاسفم که دیگه زندایی مهرنوش عزیزم کنارت نیست اما غصه نخور مهم اینه که در قلبت باشه عزیزم....باورت نمیشه اما همین الان هم گریه م گرفته اما میترسم گریه کنم باز با صدای گریه های من همه از غصه ی بزرگم خبردار شن من هم با کمال میل شعر "شب سیاه طولانی"رو تقدیم میکنم به روح بزرگ مادرت که علیرضا روش آهنگ بسازه این هدیه ی من به فرشته ی تنها...ایشالله علی جان تموم استعدادشو بکار ببره تا ترانه ی زیبایی بشه ...

zanbaghe banafsh

زنبق بنفش عزیزم خدانگدارت باشه تا همیشه!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 0:43 AM  توسط مارال  | 

سلام!

سلام به همه ی فن های عزیز نویدوامید جووون!

یه خبر براتون دارم که ایشالله تا آخر امسال به امید خدا گوش شیطون کر..کتاب شعر من چاپ میشه البته اگه ایرادی در کار نباشه ...عبارت به امید کدوم نویدی رو چند جای کتاب به کار بردم واسه همین میخوام این اسم رو براش بذارم البته این عبارت ایهام داره ایهامش اینجاست که معلوم نیست این امید منظور انتظار یا امید اخوان منظور از نوید یا نوید خودمون یا خبر خوش میشه هر طور که دلتون بخواد معنیش کنید بعضی شعرا نمادین ایشالله تابستون که freeهستم کار کتاب رو تموم میکنم دیگه خودتون متوجه میشید من 3 تا از کتابامو باید بفرستم آلمان یکی برای دایی جلال جونم یکی برای کاوه جونم یکی برای نویدوامید جونم!

بشنوید از آلمان همه ی ما ویدیو گریز رو دیدیم که به کارگردانی آقای نوید اخوان جون خودمون...یک خانمی در این ویدیو هست که نقش دوست دختر ابی رو بازی میکنه که بزودی خواننده میشه یه آلبوم که اسمش رو هم کاوه بهم گفت ولی من یادم رفته شرمنده!این آلبوم رو کاوه جون پسر عموی بنده برای این خانم ساخته.یه آلبوم به زبون ایرانی ولی در مارکت آلمان پس اگه آلبومش اومد بیرون روی آلبوم نوشته بود آهنگ وتنظیم از کاوه آهنگر بدونید پسر عموی منه.کاوه جون یه بار انقدر شوخ وشیطونه که پدر از روزگار من در میاره از بس اذیتم میکنه یه با هم بد اخلاق میشه که آدم میترسه باهاش حرف بزنه بهش میگم کاوه سوپرایزات خیلی خوبه میگه انگار خیلی به سوپرایز عادت کردی..بهم برخورد..میگم فیلم بی حجاب رو دیدم دلم شکست نشستم گریه کردم کلی ازم خندید آخرش هم گفت دیوونه حالا خودشو نمیگه که هر وقت اراده کنه نویدوامید رو میبینه عیب من میکنه که اینور دنیا افتادم نمیتونم هم ببینمشون.

ایشالله همگی نمرات خوبی کسب کنید در هر مقطع تحصیلی هم که درس میخونید.من بدبخت!شاید باورتون نشه اما هر شب امتحان تا ساعت 2 بیدارم وصبح ساعت4 بیدار میشم تا 4:30 درس میخونم بعدش نمازمو میخونم ودعا میکنم دوباره میخوام بشینم درس بخونم که شیکو (گربه کوچولوم)میاد اذیتم میکنه اما من درس میخونم تا ساعت 8 که امتحانم شروع بشه من شبهای امتحان فقط 2 ساعت میخوابم شاید باورتون نشه ..اما یه بار حواسم نبود کنترل تلویزیون رو گذاشتم تو یخچال وموبایلم رو هم گذاشتم توی کمد بابام!!.راستی من تا الان وقتی از معلمام سوال میکنم که نمراتم چطوره میگه خوبه آفرین.من هم ذوق میکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 11:18 PM  توسط مارال  | 

امضاها رسید!

emza

با تشکر از کاوه جان

دانلود امضاهای نویدوامید

تولد نوید جون هم مبارک!

navid joon

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 7:21 AM  توسط مارال  | 

امضاهای نویدوامید

امضاهای نوید و امید

                                     بزودی در همین وبلاگ!

با تشکر فراوان از کاوه جان

کاوه جون دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:2 AM  توسط مارال  | 

خاطرات نویدوامیدی

سلام به همه ی دوستان:

امروز به مناسبت تولد مارال یک برنامه داریم!اسمشو میذاریم خاطرات...خاطراتی که از وقتی ما با مارال دوست شدیم برامون پیش اومده هرکدوم یک خاطره ی نوید .امیدی از مارال تعریف میکنیم..البته همیشه تا وقتی که با مارال بودیم خندیدیم اما خب...از شما هم که دوست مارال هستید خواهش میکنم یک خاطره خوب یا بد یا هردو از مارال برامون به صورت مختصر در قسمت نظرات تعریف کنید!

فریما:سر زنگ اقتصاد معلم داشت برگه هامون رو میداد بعد مارال رو صدا زد بعد مارال رفت برگه ش رو بگیره وقتی نمره ش رو دید بلند گفت"خاک تو سرم حالا جواب امید رو چی بدم؟"هیچکس نمیدونست امید کیه منظور مارال رو نفهمیدن همه گفتن او تو هم تو هم؟دقیقا من دیدم مارال سرخ شد معلم یه نگاه غضبناکی کرد گفت سریع برو بشین.

منا:یه بار هم مارال اومد مدرسه تا منو دید خودشو انداخت تو بغلم ..هی میگفت باید بمیرم من باید بمیرم وهی گریه میکرد اشک میریخت مثه بارون کلی زیر لفظی گرفته تا گفته چی شده مثه اینکه فیلم بی حجاب رو دیده بود بعد همون صحنه ای که سیامک(نوید) میمیره دیده بود تا آخر اون روز داشت گریه میکرد هی میگفت بیچاره نویدم!!!بعد همون شب به طور اتفاقی یکی از دوستاش بهش زنگ میزنه میگه بزن تپش نویدوامید..بعد میبینه INTERVIEW نویدوامید خیالش راحت میشه نوید سالمه!

فرنوش:سر کلاس پرورشی مربی داشت راجع به دوز وکلکای پسرا حرف میزد یدفعه مارال با صدای بلند گفت خاک تو سرا!!!! الهی قربون نوید من برن!الهی دور امید جون من بگردن

زینب:یبار هم با مارال سر کلاس جامعه شناسی نشسته بودیم مارال داشت شیطونی میکرد معلممون بلند کرد گفت:خانم...چرا انقدر اذیت میکنی؟هرسوالی که از مارال بپرسی اگه به ضررش باشه میگه نوید بود یا نوید گفت همچین کاری رو بکنم...طبق عادت با جیغ گفت:خانم همش تقصیر نوید بود...!بعد جلوی دهنشو گرفت معلم گفت:چه ربطی به نوید داشت اصلا نوید کیه؟ کلاس رفته بود رو هوا..مارال با حالت خونسردی گفت؟من گفتم نوید؟من گفتم نسیم...نسیم رونقی بود..معلم گفت:نسیم رونقی کیه؟ مارال مونده بود چی بگه..اما بعد گفت خانم اسم مستعار زینب مشتری..انداخت گردن من!

فرانک:با مارال رفتیم بوفه ی مدرسه..آقای بانشی مستخدم داشت آواز میخوند یکدفعه مارال با هیجان گفت:آقای بانشی من آلمان آشنا دارم میخواین برین خواننده شین؟آقای بانشی گفت:چـــــــــــی؟ مارال گفت اِِِوا خاک عالم ببخشید بعد سریع از بوفه رفت بیرون.

مارال:حالا خودم هم یدونه بگم؟من روز میز صندلیم نوشته بودم نویداخوان بعد یکی از بچه های که اهل دوست پسرو این حرفان گفتند:وای تو با نویداخوان دوستی؟نویداخوان با هرکسی دوست نمیشه!!بعد فریما یه چشمکی زد فهمیدم یه کلکی داره یکم بخندیم بعد من هم گفتم آره معلومه که باهاش دوستم بعد فریما آروم بهم گفت مارال نوید اخوان یه پسری که با دخترای راهنمایی دوست میشه ما که دبیرستانی هستیم اما حواستو جمع کن سوتی ندی یکم بخندیم بعد فامیلش نوید ایرانی لقبش اخوان...داشته باش!...بعد فرداش گفتن تا نگی چه طوری با نوید دوست شدی ولت نمیکنیم!من هم فیلم بازی کردم:من ونوید بدون هم میمیریم نوید عشق منه،نویدآرزومه...یکیشون گفت این نوید رو که ما میگیم چشاش سبز موهاشم خرمایی تیز تیز میزنه!من هم گفتم:آره.............؟؟!!!پس نوید شما هرگز به پای نوید من نمیرسه نویدی که من میشناسم موهش مشکی پر کلاغیه چشاش درشته و....بعد انقدر با فریما خندیدیم!

منا:خدا میدونه با این نوید چه بلاهایی سرمون اومده..تازه اسم گروه دین وزندگیمون نوید بود!گروه آقا نوید...

نظر نشه فراموش

[

no

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0:1 AM  توسط مارال  | 

چی باید گفت؟

سلام دوستان عزیز:

من واقعا متاسفم نتونستم به بلاگ تک تک شما بیام وشما رو به بلاگم دعوت کنم ومیدونم الان خیلی از شما نمیتونید بیاید..متاسفانه من زندایی عزیزمو از دست دادم بیچاره سن وسالی نداشت..دیشب تا الان انقدر گریه کردم که چشام متورم شدن وقتی شنیدم فقط دستامو گذاشتم روی صورتم و زار زار گریه کردم ...احساس میکردم الان من هم باید بمیرم من باید برم گم شم وای...باور نمیکنم کسی که سه هفته ی پیش اومد شیراز اومد خونمون از من فیلم گرفت برای دخترداییم الان زیر خاک خوابیده باشه هیچوقت باور نخواهم کرد آقای امیری واقعا حرف قشنگی زدند اینکه اگه دنیا خیلی خوب باشه باید تعجب کنی.......

خدایا!

عزیزی از دست داده ام.دست مرگ ناگهان او را ربود..بی او تنها وگمشده ام لبریز از ترس ونومیدی در این سوگواری ایمانی به من عطا کن،تا دریابم گرچه عزیزی را از دست داده ام،اما هنوز تو با منی...واین تنها چیزی ست که بدان نیازمندم.خدایم!در کنارم بمان!

تقدیم به کسانی که مثه من عزیزی رو از دست دادن:

نسیمی از راه رسیدو تورو از من دور کرد/امید از کنارم رفت وبیصداعبورکرد/از رفتنت دل من افسرده شد/دل گلدون شکست وگل پزمرده شد/چرا انقدر زود مگه دیربود/مگه دلت از بهارسیربود/تو این شب سیاه طولانی/این دریای راز شده طوفانی/دریا رو رود کوچیک خبر کرد/چشمای آبیشو بدجور ترکرد/دلش بحال گلدونات میسوزه/چشماشو واسه یه لحظه دیدنت/به آسمون بارونی میدوزه/شب خواهد رفت به امیداینکه تومی آیی/اگر با فرشته هایی،اگرهم تنهایی/

*&*ممنون از تمام نظرات وانتقادات شما راجع به بلاگ من حالا بماند بعضی از افراد هم بنا به دلایلی از جمله حسادت یا بی کلاسی حرفهایی رو عنوان کردند... وبه خاطر داشته باشید که من 7خرداد که روز تولدم بنا به درخواست دوستان عزیزم فریما.فرانک ومنا وزینب جان آبدیت مخصوص دارم البته اونا آبدیت میکنن حالا نمیدونم میخوان چه بلایی سر بلاگ بدبختم بیارن...به هر حال میخوان بهم هدیه بدن..ولی خدا میدونه چقدر خوبه آدم دوستای خوبی مثه دوستای من داشته باشه غزال دوستت دارم یه عالمه.راستی سلامت رو هم به نوید چوکولو وامید چوکولو رسوندم

بخصوص آقای امیری عزیز راستی من به استودیو ایشون رفتم واقعا عالی بود...دل همتون الهی بسوزه..هه هه هه!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:21 PM  توسط مارال  | 

آخرین آپ +سوپرایز

سلام به همه ی فن ها این هم سوپرایزی که قول داده بودم قلب .......دانلود کنید ولذت ببرید تا موضوع دیگه ای رو باهاتون در میون بذارم!

 download for maral

 

 

خب عزیزان این آخرین آپ منه گرچه الان دارم اشک میریزم اما چه ارزشی داره........واسه کی ارزش داره من هم مثه یاسی دارم اینجا رو واسه همیشه ترک میکنم واسه همیشه!اما نه ...شاید برگردم نمیدونم به چه امید الان هستم اما فردا نیستم.همه چیز تموم شد همونطور که یه روزی شروع شد دست سرنوشت من رو به شما رسوند حالا داره با دوزوکلک های مختص به خودش مارو از هم جدا میکنه یعنی من رو از شما جدا میکنه من فقط تونستم 1 روز بعد از دوست عزیزم یاسی دوام بیارم نمیدونم چطور خدافظی کنم

*&*نسیم جون امیدوارم رابطه خودتو با من قطع نکنی...من خیلی روستت دارم خیلی خیلی من آرزومه با هم بریم آلمان گرچه دیگه......*&*

*&*عسل جون متاسفم که اینجا بدون من تنها میمونی من باید میرفتم..خیلی خیلی خیلی دوستت دارم....من متاسفم*&*

*&*هلیا جون خیلی خیلی خیلی دوستت دارم یادت نره من و تو جار.. هستیماااا واسه همیشه اگه من اینجا رو ترک کردم دلیل نمیشه که رویاهامو رها کنم سلام به هبا جون و شوهر عزیزش هم برسون من رابطمو با تو هم حفظ میکنم تو عشقی..*&*

*&*آقای شمس ببخشید ...مهدی عزیزم مرسی تو هم دیشب خیلی سعی کردی من رو نگه داری اما دیگه موندن من فایده ای نداره مگه نمیبینی نفرت همه ی وجودم رو پر کرده...مرسی*&*

*&*سینا جونم عزیزم امیدوارم منو ببخشی اگه حرفی زدم که تورو رنجوند من عذر میخوام...*&*

*&*آیدین عزیز من هیچ دیگه ازت دلگیر نیستم من بخشیدمت امیدوارم تو هم انقدر بزرگ باشی که منی که کوچیک هستم رو ببخشی...*&*

*&*اشرف عزیزم برای همیشه خداحافظ...دیگه نمیام اینجا این آخرین پیام من به تو که خیلی دوستت دارم*&*

*&*سحر جان خیلی گلی....امیدوارم به اونچه که دوست داری برسی....تو خیلی ماهی...*&*

*&*فرزانه عزیز ممنون بخاطر همه چیز ممنونم*&*

امیدوارم اسم بهترین دوستامو آورده باشم....اگه کسی رو از قلم انداختم متاسفم!گروه

wo sind navid und omid?

رو هم واگذار میکنم به هلیا عزیزم....هلیا این گروه رو نگه دار هنوز خیلی ها هستند که نویدوامید رو از ته دلشون دوست دارن...!اما چاره ای جز این ندارم... میدونید یاسی جون گفت سال 86بدترین سال زندگیم بود اما من برعکس بهترین سال زندگیم بود از همه مهمتر با نویدوامید دوست شدم ودوستایی که قهروآشتی رو در کنار هم داشتید آشنا شدم....سال خیلی خوبی بود امیدوارم سال 87 هم به همین اندازه خوشبختی رو در خودش داشته باشه.....امشب چهارشنبه سوریه!آخرین چهارشنبه ی سال 1386.کورش کبیر و خشایار شا رفتیم ترقه بازی اما من تا یه ترقه میخواستم بندازم پرتش میکردم بدون اینکه آتیشش بزنم مثه وجود خودم!دل کورش کبیر،اسکندر،خشایارشا وکمبوجیه براتون تنگ میشه...حرفی ندارم جز اینکه بگم برای همیشه..شاید دلتون برام تنگ شد به بلاگم بیادو به آرشیو مطالب سری بزنید ماه تیر،آبان و...هرماهی ببینید من اون ماه چه حرفی برای گفتن داشتم؟دوستتون دارم با تموم قلبم

much love!

navid

omid

maral

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:52 PM  توسط مارال  | 

TAAT BOYS

سلام بچه ها این گروه TAAT BOYS هستند و وحیدوعلیرضاواحسان....علیرضا پسر خاله ی منه دیشب بهش تماس گرفتم و اینفوی همه چی رو از زیر زبونش کشیدم اما نمیگم!اما بازم نویدوامید!حالا میتونید دانلود کنید!به علی گفتم لااقل همراه سی دی یه امضا هم میفرستادی اما علیرضا گفت عزیزم من خیلی سرم شلوغه الان هم خونه نیستم(حالا به خونشون تماس گرفته بودماااا)اما خب خیلی شوخ

اون وسطیه علیرضاست !

TAAT BOYS

دانلود تنهایی

دانلود رسوا

حتما دانلود کنید صدای علیرضا پسر خاله ام همون صدا قشنگس!

اما بازم نوید وامید رو دوست دارم!!!

راستی به بلاگ دوست عزیزم هم سری بزنید....یادتون نره نظر هم بدید

http://www.kamran-hoomanjooon.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 3:25 PM  توسط مارال  | 

سوپرایز

سلام به همه ی عزیزان خوب هستید انشاالله؟!

خب اول من یه موضوع مهم رو بگم بعدش یه موضوع مهم تر از اون موضوع مهم!همیشه کورش کبیر بهم میگه مارال قبل از اینکه روانشناس بشی فکری بحال خودتو این کمبوجیه کن چون کمبوجیه هم مثه خودت دچار توهم فانتزیه....خب دیگه مگه شما نمیدونستید من از فامیلای کورش کبیر هستم؟همونطور که آقا آیدین از فک و فامیــلای نوید اوا....خاک عالم باز هم که دارم مثه مار نیش میزنم اوا آیدین جون ببخش منومن دست خودم نیست آخه میدونی بابام هم همیشه میگه تو واسه متک گفتن متلک نمیگی نیش میزنی نیــــــــش!اما هرکس یه اخلاقی داره شما هم عصبانی باشی حرف زشت میزنی نسیم جون هم اگه کسی تو خیابون بهش متلک بگه با یه لحن خوشگل میگه زهر مار همین دوست پلاستیکی خودم هم که من هم لاستیکی اون هم موقع عصبانی یه حرف میزنه اما خب بدون تو اگه نویدوامید نباشن باز هم زندگی میکنی اما من اگه نویدوامید نباشن ترجیح میدم دیگه توی این دنیا زندگی نکنم!چون دوستشون دارم میفهمی اصلا معنی دوستی رو میفهمی معنی دروغ گفتن رو چی؟آره به اشرف جون هم گفتم دیوار حاشا انقدر بلند که حد تصوری واسش وجود نداره....خب آره تو دروغ میگی وای ببخشید داری راست میگی که به من هیچ توهینی نکردی یا حرفای دیگه که جاش نیست بگم....من لاستیکی که خیلی جوجه هستم با دوست پلاستیکیم که هنوز سنش دورقمی نیست اون 9 ساله ش من 6 سال تصمیم گرفتیم دیگه با هیچ کس نه بحثی داشته باشیم نه حرفی به کسی بزنیم اما شما هم نباید توقع داشته باشی هر حرفی که دوست داری به دوست 9 ساله ی من بزنی اون هم ساکت بشینه و از شما تشکر کنه که مرسی داری به 7 جدوآباد من اونورتر توهین میکنی....به هر حال دیگه من و دوست گلم همچین نویدی رو به شما میدیم که محل هیچکس نمیذاریم فقط بخاطر دو نفر که نوید و امید هستن بلاخره آدم بخاطره کسانی که دوستشون داره باید کوتاه بیاد....مگه نه؟ نسیم جون ازم به دل نگیریاااا من انقدر قربون صدقه ی صدای قشنگت رفتم خیلی قشنگ گفتی زهرمار!راستی اگه آقای اخوان به قولش عمل نکرد غصه نخور با کاوه میریم تلویزیون

بعد تا آقای اخوان اومد دیگه بماند که چیکار میکنیم!خب حالا بریم سراغ خودم که شاید تا چندوقت آینده بخوام چند تا فن واسه خودم جور کنم چون شاید کتاب شعرمو چاپ کردم اسمش رو هم میذارم به امید کدوم نویدی؟ خوبه؟وای این یکی هم یعنی میشه؟

خب حالا نوبت میرسه به سورپرایز روز سه شنبه شب برابر با شب آتش بازی(تورو خدا ترقه نزنید من آرامشم بهم میریزه تا 2 ماه نمیتونم شعر بنویسم!) 4شنبه سوری زیبا در دو وب در تموم دنیا هستش که میتونید...بسه دیگه بیشتر از این اینفو نمیدم..در

http://navid-omid.ir

http://navid-omidjooon.blogfa.com

من و مهدی عزیز منتظرتون میمونیم راستی نظرتون رو هم بگید بعد فکر نکنید من هم مثه بعضی ها ادعای دروغ راجع به نویدوامید دارم در ضمن از مهرومحبت کاوه عزیز تشکر میکنم الحق پسر عموی خودمه!!اون شب خودم هم سوپرایز شدم فقط داشتم خودمو میکشتم!علاوه بر سورپرایز یه شعر که شما باید بگید قشنگه یا نه نوشتم و در مورد نویدوامید در هردو وب نمایش داده خواهد شد که به نویدوامید عزیز و به فن های گلشون...تقدیم میکنیم منتظر باشید

 

از نظرات شما هم ممنون:پرنیا . نسیم گل.عسل عزیز.اشرف گل ومهدی آقای آیدین وسحر و هلیا جار....عزیزم بماند خودش فهمید

وکسانی که به صورت خصوصی نظر دادن هم ممنون....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 4:21 PM  توسط مارال  |