تبليغاتX
Navid&Omid

Navid&Omid

ARE SATARS IN THE MUSIC SKY

سایه ی عشق شما به من الهی هیچ وقت نشه کم

سلام به همه ی شما چطورین امروز خیلی روز خوبی بود تازه دیشب خواب نوید وامید رو دیدم البته تعریفش نمیکنم ممکنه بخندیدالان که دارم این مطلب رو مینویسم دارم وقتش رسیده

که همه با هم فریا د بزنیم نوید عزیز دوستت داریم و امید ما تو بهترینی شما از همه بهترین بهترین بهترین ها دوستتون داریم خیلی زیاد به چشمای درشتتون هم خیلی میاد ما همه دوستتون داریم بچه ها باز هم تذکر میدم من هرکی توی قسمت نظرات توهین کنه بدون اینکه جوابی بهش بدم نظرشو پاک خواهم کرد آقای کیوان محترم هر جا که هستی به این وبلاگ سر بزن با اینکه ناسزا میگی خوشحالم میکنی میفهمم که چقدر منو دوست داری وبه نوید وامید اعتنا میکنی عزیزم تورو خدا باشه از این دری وری ها تا منم پاکش کنم باور کن خسته نمیشم من همون اول گفتم هدف من این نیست که با کسی بجنگم و با کسی سر جنگ داشته باشم این تنها راهی بود که به این دوتا گل ابراز علاقه کنم مهدی عزیز و دوست داشتنی من وقتی کار شما رو دیدم واقعا از ادامه دادن به این وبلاگ صرف نظر کردم اما شما با پیام هایی که فقط به من دلگرمی میداد تصمیم گرفتم راهی رو که اومدم تا آخرش برم واز شما به عنوان خواهر کوچکتر خواهش میکنم منو راهنمایی کنید و سارای عزیزم من هم چند وقتی سرم شلوغ بود و درکت میکنم که چقدر آدم با این کارهای روزمره خسته میشه تو خانم با محبتی هستی و من هم خیلی دوست دارم سحر عزیزم هیچم خنده دار نیست من هم بعضی موقع ها خوابشونو میبینم از اینکه به وب من اومدی ممنونم حتما به پیشنهادت عمل میکنم من هم دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 1:30 AM  توسط مارال  | 

موضوع خیلی مهم

ماشالله چقدر شما باادبید!!!!!!!!!!!!!کشتین منوحیف در شان من نیست که بخوام جواب شما رو بدم کیوان تو دیگه از کجا پیدات شد؟؟ فکر میکنی کی هستی که به نویدوامیدمن توهین میکنی آقامهدی به من گفت به شماها اعتنا نکنم اما نمی تونم راست میگه شماها قدرت درک این دوتا گوهر رو ندارین همه این موضوع رو بخاطر داشته باشید که بار آخرتون باشه که به وب من میایید و توهین میکنین اون روی سگ منو بالا نیارین ومنو عصبانی نکنین چون اگه کسی منو عصبانی کرد بد میبینه من دیر عصبانی میشم اما بد جور من تا جایی که بتونم احترام طرف مقابلم رو نگه میدارم من نمیدونم اگه شما طرفدار نوید وامید نیستین چرا اینجا میاین ما همه باید به این دوتا احترام بذاریمو بگیم چقدر دوسشون داریم تا بتونن به ما کار بهتری رو تحویل بدن ما همه باید نوید رو ساپورت کنیم نوید بهترین پسری که من دیدم بامتانته مثه بعضی ها دوست دختر هم نداره امید هم مشروب نمی خوره میگه مزه ی آنتیبیوتیک میده حتی اونا واسه هر کاری آزادن اونها هیچوقت دنبال کثافت کاری نمیرن میدونین چرا؟؟چون اونا ذاتا پسرای خوبین من واقعا کامران و هومن رو دوست دارم اما همین کامران هومن هم دوست دختر دارن اگه من امسال تونستم یه رشته ی خوبی برم وهیچوقت دنبال پسرا نباشم باعثش این دوتا بودن آره من گفتم چون اینا رو دوست دارم باید مثه اونا آدم های خوبی باشم شاید خیلی ها این کارو کرده باشن فقط الان که دارم اینا رو مینویسم بغض مبهمی گلوی منو فشار میده من سلامت روحیمو مدیون نوید وامید عزیزم هستم ای کاش میدونستن هرجا که باشن من همیشه طرفدار اونا هستم و به اونا عشق می ورزم به امید موفقیت بیشتر نوید وامیدم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:21 AM  توسط مارال  | 

نمی دونم

با سلام خدمت شما اگه چند روز نبودم عذر میخوام انتخاب رشته داشتم تازه میخواستم بلک سگم رو که تازه خریده بودم برم کارشو پیش آقای دکترنوید درست کنم اما من باید از شما تشکرکنم که ماشاالله ماشالله که انقدر نظر میدین ومنو غافلگیر میکنین اما شما مهدی جان شما راجع به وبلاگ من غلومیکنین خوبی از خودتونه اگه میدونستی آیدین به من چی گفته.......البته من اهمیت ندادم گذاشتم پای خوبی های نوید گلم امید باشخصیت خودم شما هم همین کارو بکن عیب نداره خر بوده یه چی پرونده امیدوارم دهن به دهنش نشی چون خیلی بد دهن معلوم شد تو چه خونواده ای بزرگ شده به نظر من هرکی نشون دهنده ی شخصیت وتربیت وفرهنگ خونوادشه حال بگذریم بعضی ها ارزش بحث کردن هم ندارن حیف ما آدم های فهمیده که بخوایم.... چی بگم؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 1:39 PM  توسط مارال  | 

وای نازی!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 12:30 PM  توسط مارال  | 

هرکی میخواد پولدار شه!

بچه ها یک سایت باحال اگه میخوای سر چند ماه پولدار بشین به لینک من برید هیچ سرمایه ای بجز وقتتان رونیاز ندارین وقت شما طلاست پس لا اقل برای تابستون پولی در بیارید شما با استخدام شدن در این سایت نه تنها پولی در میارید بلکه به اقتصاد کشورمون کمک کنیم باور کنین نه سرکاریه نه کلاهبرداری امتحانش هم کاملا مجانیه!!ببخشید که بجای نوید و امید اینا تحویلتون دادم اما خواهش میکنم به فکر خودتون باشین به فکر آیندتون!شما میتونین دوستاتون رو زیر مجموعه ی خودتون قرار بدین حقوق خودتون رو تا سقف 1000000تومان هم افزایش بدین من خودم معرف شما به این سایت هستم خیالت رو هم راحت کنم اگه سرکاری بود اینهمه وقتم رو تلف نمیکردم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 1:27 AM  توسط مارال  | 

این عکس هدیه ی من در این اولین ماه تابستونه خب خوشتون اومد ؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 2:18 PM  توسط مارال  | 

دفاع از اسکل ها

یک موضوع ذهن منو به خودش مشغول کرده بودچرا به هم می گین اسکل ؟من قصد دفاع از هیچکسو ندارم و نمیخوام خودمو با دیگران درگیر کنم من راه خودمو میرم وقصد از ساختن این وبلاگ این نبود که بجنگم با هیچکس من این وبلاگو در حقیقت واسه دل خودم ساختم واعتراف میکنم که نه تا به حال نویدوامید ودیدم ونه با اونها حرف زدم نه دیگه هیچ اما میتونم با اعتماد خاطر بگم یکی از اولین طرفداراشون بودم اولی کس که نه اما از اولین ها بودم که فریادو تهیه کردم و قول میدم که همیشه مثه الان به اونها احترام بذارم هم چنین به طرف داراشون به نظر من مهم نیست که چقدر از وقتمون یا از امکاناتمون به نوید یا امید اختصاص بدیم مهم چه قدر محبت و باورمون رو نثار اونها بکنیم تا بتونن با میل و رغبت کارای بهتری رو به همه ی ما عرضه کنن(اسکل یعنی پرنده ای که سرتاسر سال غذا جمع میکنه بعدیادش میره کجا گذاشته)به نظرم چیز باحالی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 1:10 PM  توسط مارال  | 

دفاع از امیدها

عشق جاویدومن از همه ی کاراشون بیشتر دوست دارم البته باید بگم همه ی کاراشون که کارگردانش آقا نویدباشه حرف نداره یه روز صبح پای ماهواره نشسته بودم و میخواستم برای سومین بار عشق جاویدو ببینم وقتی که داشت پخش میکرد مامانم گفت اگه نوید بجای امید بود کتک میخورد گفتم نخیرم نوید از بوروسلی هم بهتره چند وقت پیش هم مامانم طاقت نیاوردو به من گفت نویدوامیدوازکامران و هومن بیشتر دوست داره فعلا آقا بابا با نویدو امید لجه اما من درستش میکنم کاری میکنم که دیگه نوید و امید عزیزمو دوست داشته باشه و باید اضافه کنم من از امید دفاع میکنم بابا هم از اون یکی امید فکرشو کنین!به نظرم این عکسه خیلی باحاله نظر شما چیه؟چه ربطی داشت؟

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:21 AM  توسط مارال  | 

جاتون سبز

دیشب عروسی دعوت بودیم جاتون سبز خیلی بهم خوش گذشت باورتون نمیشه با کفش پاشنه 10سانتی همه ی عروسی رو رقصیدم کف پام درد گرفته جاتون سبز البته همش با دخترخاله ی عزیزم آزاده جون و شوهرش آقا فرامرزرقصیدم آهنگ های همه رو خوندن از سیاوش قمیشی تا شهریار اما هرچی منتظر نوید و امید بودم چیزی پخش نشد عصابم ریخت بهم این عکسو تقدیم میکنم به خودم که انقدر ماهم

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:18 AM  توسط مارال  |