+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت
7:14 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت
6:18 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت
7:18 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت
7:14 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت
7:7 AM  توسط مارال
|
با سلام خدمت شما دوستان عزیز و گرامی در ابتدا با پوزش از شما عزیزان بخاطر اینکه این روز ها دیر به دیر آپ میکنم دلیل هاشو میشماریم:1.بازیگری قبول شدم ولی بابا جان اجازه ندادن که من در این زمینه فعالیت کنم و حسابی مخالفت کردند و از آنجایی که من متولد خرداد هستم و همه ی خردادی ها لجباز هستند چند روزی قهر بودم2.برنامه ریزی داشیم برای سفر به تهران که مامان و برادرم به این سفر خواهند رفت ولی سفر من کنسل شده است و خیلی عصبانی هستم 3.تیرم بزینید خونم در نمیاد (به عبارتی دارم دیوونه میشم) 4.وبه خاطر دلیل اول پدرم میخواهند به اصطلاح خودشان از دلم در بیارند گیر دادن من برم کلاس ویلن5.اه اه اه مردم دیگه از بس گریه کردم6. دیگه فکر نمی کنم دلیلی باقی مونده باشه...!!برادر مهربونم انقدر ناراحته که من باهاش تهران نمیرم اما خب منم ناراحتم بهش گفتم نگران من نباش من تنها نمی مونم مثل همیشه نوید وامید عزیز موقع تنهایی به دادم میرسن یادته اون موقع که رفته بودیم اهواز تنها کسایی بودن که منو از تنهایی نجات دادن یادته همیشه موقع ناراحتی صدای قشنگشون به من آرامش میداد یادته قبل هر یک از امتحانات خرداد وقتی به صداشون گوش می کردم استرس هامو از بین می بردن همون ها بودن که باعث شدن مثله یک کودک پاک بمونم همونا بودن که باعث شدن با یک معدل ایده آلم قبول بشم به سراغ رشته دوست داشتنی خودم برم آره اونا الگو های من هستند الگوی من یه مشت رپر بی شخصیت نیستند دوست من عاشق این رپرهاس این دختر 16 ساله مشروب می خوره سیگار میکشه ازهمینجا برای نوید و امید عزیزم آرزو میکنم همونطور که خیلی وقت ها منو از تنهایی و غربت نجات دادن هیچوقت تنها نشن! ببخشید اگه کم بود من باید این مشکلات مسخره رو خودم حل کنم در ضمن قول میدم شهریور ماه جبران این کم کاری هامو بکنم
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت
6:58 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت
6:45 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت
6:43 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت
6:38 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت
6:35 AM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت
5:48 AM  توسط مارال
|
چند روز پیش مثه دیوونه ها بودم من و دوستم روی دیوار خونه ها آدرس وبلاگم رو مینوشتیم بعد دوستم گفت:مارال بریم روی دیوار سیمانی همسایه با ذغال چیز بنویسیم"من هم گفتم" ایول بریم" روی دیوار نوشتیم نوید وامید بافریاد می آیند و نوید امید

گل ستاره و.... یکدفعه پشت سرمو نگاه کردم برادر بود گفتم: نکن بعد برادرش نگاه خشمگین و غضبناکش و عاقل اندر سفیه اش را در صورتم پخش کرد وگفت چند سالته حیف اون صورت خوشگلت نیست که برای این مسخره بازی ها با ذغال سیاه بشه من که حسابی از خودم وارفته بودم داد زدم مسخره خودتی در ضمن الهی قربون نوید وامید بری قلاده ی بلک رو کشیدم و به طرف خونه حرکت کردم صدای خنده هاشو از پشت سرم شنیدم بهش اخمی کردمو به داخل خونه حرکت کردم انقدر عصبانی شده بودم که خدا میدونه من اینو وظیفه ی خودم میدونم که نباید بذارم کسی به نویدوامید عزیزم توهین کنه بهشون بگه مسخره
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت
9:29 PM  توسط مارال
|
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت
9:27 PM  توسط مارال
|
دیدید دیروز تیم ملی ایران بازنده شد توی این فکر فرو رفتم که به امیر قلعه نوعی پیشنهاد بدم امید اخوان رو به تیم ملی دعوت کنه هر چی باشه بهتر اون خطیبی که دیروز 18تا آفساید داد یا بهتر از مهدوی کیاس که یه پنالتی هم بلد نیست بزنه اما تلاششون قابل تحسین بود اما این غیر ممکن که امید عزیز به تیم ملی دعوت شه به قول معروف بعد از قرن ها (منظورم3روز) جواب ایمیل منو داد چقدر ماه این پسر!!!!!!!
این ایمیل امید به من بودالبته باید بگم که من منتظر ایمیل نوید بودم اما انگار آقا نوید سرشون خیلی شلوغه:
merci maral jan
kheili lotf dari aziz
mamnoon
shomaham motmaenam doost dashdani hasti aziz
omidvaram hamish salemo khosho sarhal bashi
moraghebe khodet bash
gorbanat
Omid
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت
1:11 PM  توسط مارال
|